محمود نجم آبادى

مقدمه 15

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

" هايجيا " مظهر بهداشت مىآيد غمهاى كهنه را در دلهاى عليل و زخمهاى ديرين را در روانها التيام مىبخشد . اشخاص نوميد بار ديگر غم‌ها را با تبسم فرشتهء اميد معاوضه كرده . رانده‌شدگان و شكست‌خوردگان در پيكار حيات بار ديگر شروع به تجديد حيات مىكنند . " هايجيا " : مظهر نشاط و تندرستى هستم . " مادران را به من سپاريد تا تيرگى تولد را از رحم آنها برگيرم و به نور حيات و آسايش منور گردانم . اندام كودكان را به من سپاريد تا در آن نيرو ، نشاط و رمق حيات و چالاكى بدمم كه تمام بيماريها ، شرارت ، پريشانى ، محنت و انحرافات دوران كودكى را از خود دور سازند . " جوانان و زنان جوان را به من بدهيد تا كليه آرزو و اشتياقهاى آنها را به سوى عقل و آسايش سوق دهم . " آيا با من همگام نمىشويد ؟ مرا يارى نمىكنيد ؟ . نوميدى ؟ . نوميدى ؟ . دور باش براى هميشه اى نوميدى . ( اين ترجمه از رساله‌اى كه از طرف اداره كل بهداشت انتشار يافته اقتباس گرديده است ) . در مورد قدمت طب نمىتوان تاريخى قائل گرديد چراكه از تمدنهاى خيلى قديم اطلاعات زيادى در دست نيست تا بتوان از تاريخ علوم و يا يكى از شعب آنكه علم طب است مطالبى دقيق بر صحيفه كاغذ بيايد . بدين معنى كه پزشكى قبل از تاريخ براى بشر منحصر به تجاربى بوده كه طى زندگانى در برابر حوادث آموخته بود . آنچه از نوشته‌هاى گذشتگان مستفاد مىگردد طب در دوران ايرانيان قديم ( آريان‌ها ) از علومى بوده كه توسط آنان قبل از بسيارى از ملل پيشرفت كرده است .